بوسه . جنسیت . تنفر
می بوسمت ،
آنقدرمحکم،
که از جنسیتت
بیزار شوی
آنقدرمحکم،
که از جنسیتت
بیزار شوی
+ چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385
| عمو شبلی
|
منو پاهام به رسیدن ناامید
کاش میشد می رسیدم تا می دیدم
تو و فاصله به هم چیا میگید!!!
بیزام
بیزارم
ب
ی
ز
ا
ر
م
.
.
.
۲- لامسهای در کار نبود! دلم میخواست ارتفاع شانههایم به دلتنگیات برسد...
۳- فرشته دیدی؟ از اینا که بال دارن ! از اینا که بغلشون که میکنی ٬ دستات به بالهاشون میخوره ؟ از اینا که دستاشونو می بوسی ؟ از اینا که اونقدر بشناسیشون که سکوتشون رو هم بخونی؟ از اینا که معجزه دارن تویِ نگاشون...از اینا که عاشقشونی؟
دیدی؟
من دیدم. من یه فرشته دارم...
۴- لمس كن
صداي من اين جاست
ترانه ي آرام
روي نبض آبي دستت !
پ.ن : صدایم را ندزدیده اند! .
پ.ن:واسه تو که عزیزترینی...
پ.ن:این روزها دارم نوار قرمز رنگی را می بینم که من و تو شتابان به سویش می دویم تا از به انتها رسیدن خوشحال باشیم...منتظر بهانه ای شاید ...لعنتی چقدر زود می گذرد روزهای خوب ...