من با تو
۱- گاهی دلم، دست های کوچکت را، می خواهد....
۲- لامسهای در کار نبود! دلم میخواست ارتفاع شانههایم به دلتنگیات برسد...
۳- فرشته دیدی؟ از اینا که بال دارن ! از اینا که بغلشون که میکنی ٬ دستات به بالهاشون میخوره ؟ از اینا که دستاشونو می بوسی ؟ از اینا که اونقدر بشناسیشون که سکوتشون رو هم بخونی؟ از اینا که معجزه دارن تویِ نگاشون...از اینا که عاشقشونی؟
دیدی؟
من دیدم. من یه فرشته دارم...
۴- لمس كن
صداي من اين جاست
ترانه ي آرام
روي نبض آبي دستت !
پ.ن : صدایم را ندزدیده اند! .
+ دوشنبه ششم شهریور 1385
| عمو شبلی
|
